X
تبلیغات
نماشا
رایتل

نقدی بر کتاب واقف الاسرار الهی تالیف رضا صمدیها

شنبه 25 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 20:36


کتاب "واقف الاسرار الهی" کتابی است در شرح حال و کرامات سید موسی زرآبادی که توسط رضا صمدیها مدتی است وارد بازار کتاب شده. پس از مطالعه کتاب نکاتی به ذهنم رسید که در اینجا عنوان می کنم.


(1)   کتب شرح حال عرفا و اولیای الهی مدتی است طرفداران زیادی پیدا کرده و از این باب، ناشرین و مولفین، در تلاشند تا در این زمینه آثاری را خلق کنند. اما معمولا مجبور به کپی برداری از کتابهای چاپ شده موجود می شوند. چون تالیف کتابی که شرح حالی یکی از بزرگان عرفان باشد غالبا از طریق شاگردان سلوکی آن مرد خدا امکان پذیر است و هر کس به این افراد دسترسی ندارد.


نقطه قوت کتاب "واقف الاسرار الهی" مصاحبه با افرادی است که با این بزرگان در ارتباط بوده اند و از این باب موارد جدید و بکری را ارائه کرده است.


(2)   در ابتدای کتاب مولف محترم به دلیل تعصب زیاد به شهر قزوین اقدام به معرفی این شهر نموده!!! در این مورد حتی پس از ذکر مسائل مختلف به آمار تعداد گاو و گوسفندهایی که در این استان است اشاره نموده!!!

آیا ایت الله زرآبادی و مردان الهی چهره هایی ملی نیستند؟؟؟

آیا نباید برای مردان فراتر از یک شهر و یک منطقه بسان عظمت آنها رفتار نمود؟

آیا اگر کسی بخواهد احوالات مثلا ملا حسینقلی همدانی را بنویسد باید در مورد شهر و استان همدان اطلاعات ارائه کند؟

آیا شهر قزوین شهر کوچکی است که نیاز به معرفی دارد؟ آیا شهر ناشناخته یا منطقه ای محروم است؟؟؟


(3)   روی جلد کتاب همانطور که در تصویر دیده می شود نوشته شده "شرحی بر زندگانی و کرامات آیت الله سید موسی زرآبادی"

اما وقتی شروع به خواندن کتاب می کنیم در میابیم که شاید کمتر از 10 درصد مطالب کتاب به شخص سید موسی زرابادی بپردازد!!! پرداختن به کرامات دو فرزند آیت الله سید موسی زرآبادی از نقاط قوت کتاب است.اما مطالب پرداخته شده به فرندان حتی از پدر نیز بیشتر است!!! همچنین اساتید و نزذیکان این سه بزرگوار نیز معرفی شده اند. قطعا باید مولف محترم در مورد توضیح روی جلد تاملی بفرماید.


(4)   غلطهای تایپی کتاب بیش از حد و بعضاً عذاب آور است. حتی در یک صفحه شاید بالغ بر انگشتان دو دست ایراد تایپی وجود دارد.


(5)   در بعضی موارد که مطالب بسیار نابی از زبان نزدیکان ذکر می شود مطالب پشت سرهم و بدون هیچ جداکننده ای در پاراگراف بعد آمده است. به عبارتی وقتی وارد پاراگراف بعد می شوید انتظار دنباله مطالب قبل را دارید در حالیکه با داستان یا خاطره جدیدی مواجه می شوید!!! واقعا این اندازه بی سلیقگی جای تعجب دارد!!! چرا که کتابهای عرفانی چاپ شده در این وادی کم نیستند.

قطعا وقتی یک کرامت یا خاطره جدیدی نقل می شود باید بطور جداگانه اسمی برایش انتخاب شود و مستقلا به آن پرداخته شود و ...


(۶) عنوان کتاب نیز کمی ناموزون به نظر میرسد! ترکیبی از عربی و فارسی!!! واقف اسرار الهی بهتر به نظر نمی رسید؟!!


در مجموع و علیرغم مشکلاتی که دیده می شود به دلیل مطالب جدید و قابل تامل کتاب می توان به این تحقیق به دیده مثبت نگریست.







del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

رنک الکسا